X
تبلیغات
شکار و شکارچی

شکار و شکارچی

tree<br/><a href="http://i27.tinypic.com/dyas6u.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

نمایی زیبا از چاه تنگل در منطقه حفاظت شده بهرام گور

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 0:20  توسط مصطفی  | 

منطقه کوه پنج در جنوب غربی استان کرمان و در ۶۰ کیلو متری جاده سیرجان به بردسیر  واقع شده است .در منطقه حيات وحش کوه پنچ (گدار) گونه هاي جانوري بسيار متنوعي زندگي مي كنند و زيستگاه پستانداراني چون  ،  كل و بز ،قوچ و ميش ، شغال ، كفتار، گراز، گرگ ، گربه وحشی(سیاه گوش) ،  خرگوش و غيره... است . وهمچنین پرندگانی نظیر کبک، تیهو ، گونیال(کبوتر جنگلی)،باقرقره(چکر)،  و غیره ...وجود دارد . پوشش گیاهی این منطقه را بنه،  زارچ، ارچن، بادام کوهی، کتیرا، آویشن، آلاله و غیره تشکیل میدهد
  کوه های منطقه گدار عبارتند ازکوه پنچ ، پنجه خردو ، گود بلبل، کوه ماری،کوه لاشکار، کوه مگسی و......   

كل كوهي 

اين كوه با ارتفاع 3765 متر در غرب روستاي باغ سرخ   از توابع دهستان كوه پنج  شهرستان سيرجان در 80 كيلومتري شمال شرقي اين شهر واقع شده است.  
 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 0:10  توسط مصطفی  | 

  تنوع زيستى و حيات طبيعى در كرمان                                                           
                                                                                                              
                                                                                                              
 تنوع زيستى و حيات طبيعى كم نظير استان كرمان شامل ۱۹درصد از پرندگان و ۴۶  درصد از پستانداران حمايت شده در ايران است. اين استان با دارا بودن يك پارك       ملى، دو پناهگاه حيات                                                                                وحش                                                                                                     
                      
، يك منطقه حفاظت شده و چهار منطقه شكار ممنوع قابليت زيادى را براى جذب       گردشگر و علاقه مندان به طبيعت دارد. مناطق شكار ممنوع انجرك، شهربابك، گود     غول و نودرهنگ با گستره ۴۲۸هزار هكتار داراى انواع پوشش گياهى و جانورى           هستند. منطقه شكار ممنوع انجرك رابر واقع در شهرستان بافت در سال ۱۳۶۶مورد    حفاظت اداره  كل حفاظت محيط زيست استان كرمان قرار گرفت. وسعت اين            منطقه   ۲۵هزار هكتار برآورد شده است. حيات وحشاين منطقه از كل و بز، قوچ و      ميش، پلنگ، گراز، كفتار و پرندگانى مانند كبك، تيهو، باقرقره، كبوتر وحشى، كبوتر     جنگلى، عقاب و انواع پرندگان شكارى تشكيل شده است. اين منطقه استعداد توليد  گونه هاى مختلف گياهى را دارد و از چهارپايان علفخوار قابل شكار باارزشى نيز         برخوردار است. منطقه شكار ممنوع شهربابك از سال ۱۳۷۵به عنوان منطقه شكار      ممنوع اعلام شد. اين منطقه با ۱۰۰هزار هكتار وسعت از سيماى طبيعى كوهستانى و دشتى برخوردار مى باشد. پوشش گياهى اين منطقه شامل گونه هاى بنه، كهكم، ارژن، بادام كوهى، انجير وحشى و قسمتهاى نيمه بيابانى آن شامل گونه هاى تاغ    مى باشد. مهمترين پستانداران اين منطقه كل و بز، قوچ و ميش، گرگ و روباه و         مهمترين پرندگان آن نيز كبك، تيهو، هوبره، باقرقره و زاغ بور هستند. منطقه شكار      ممنوع گود غول سيرجان نيز در غرب كوير نمك سيرجان در ۴۰ كيلومترى غرب اين       شهرستان و در حاشيه شمالى منطقه حفاظت شده بهرام گور استان فارس واقع     شده است. وسعت اين منطقه ۵۳هزار هكتار و بلندترين ارتفاع آن كوه سياه              مى باشد كه ۲۷۱۵متر بلندى دارد. كم ارتفاع ترين منطقه دشتى گودغول سيرجان از  سطح دريا۱۷۳۰ متر ارتفاع دارد كه در شرق آن واقع شده است. پوشش گياهى اين   منطقه مخصوصا در بخشهاى كم شيب و دشتى را گياه درمنه تشكيل مى دهد كه     گياه غالب منطقه است و گياه قيچ نيز با تراكم كمتر به همراه گياه درمنه مشاهده     مى شود. درختچه هاى قوسك، بنه و كهكم از مهمترين درختچه ها و كل و بز، قوچ و  ميش، جبير، عقاب طلايى، سارگپه پابلند، شاهين، كبك، تيهو، زاغ بور و هوبره          مهمترين حيوانات اين منطقه هستند. منطقه شكار ممنوع نودرهنگ نيز در ۴۲            كيلومترى شمال غربى زرند و ۴۵ كيلومترى شهرستان رفسنجان قرار گرفته است.    اين منطقه با وسعت ۲۵۰هزار هكتار از سال ۱۳۶۶تحت حفاظت قرار گرفته است.       نودرهنگ از كوهستانهاى مرتفع با اقليم نيمه خشك و دامنه هاى خشك كويرى          برخوردار است. پوشش گياهى غالب منطقه درمنه، قيچ و معدودى گون مى باشد و   در ارتفاعات پوشش درختچه اى و درختى از بنه، انجير و بادام وحشى تشكيل شده    است. مهمترين جانوران اين منطقه را آهو، جبير، قوچ و ميش، كل و بز، پلنگ، گرگ،   روباه، كفتار، خرگوش، كبك، تيهو، باقرقره و هوبره تشكيل مى دهد.                       
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 1:47  توسط مصطفی  | 

شكار حيوانات درست يا نادرست ؟

يكي از دغدغه هاي سازمانهاي دولتي وغير دولتي حفاظت از محيط زيست در سراسر دنيا جلو گيري از شكار بيرويه ي حيوانات است.اما در ميان افراد عادي جامعه هم هستند كساني كه مخالف شكارند و معتقدند نسل حيوانات وحشي را بايد حفظ كرد تا نسلهاي آينده هم از آنها استفاده كنند.در نقطه ي مقابل  كساني هم هستند كه شكار جزء لاينكف زندگيشان شده است و چه براي تفريح و چه براي امرار معاش شكار ميكنند وحتي براي مشروعيت بخشيدن بكارشان استدلال ديني هم دارند.(آنجايي كه خدا وند در قرآن گفته" ما همه چيز را براي استفاده ي انسان آفريديم ")

اگر شكارچيان را به دو دسته تقسيم كنيم:

اول كساني كه بخاطر وضع مالي نامناسب شكار ميكنند.

دوم كساني كه براي تفريح و خوشگذراني شكار ميكنند.   

آيا ما حق داريم هر دو گروه را منع كنيم. يا نه شكاركردن براي گروه اول را صحيح وبراي گروه دوم ناصحيح بدانيم.

بنظر من خود شكارچيان بيش از افراد عادي نگران حفظ حيات وحش هستند وخودشان رعايت بسياري از قوانين و مسايل را ميكنند.

آيا شما كه كباب را بيش از هر غذاي ديگري دوست داري در عين حال مخالف سرسخت شكار حيواناتي و معتقدي حيوانات وحشي را فقط بايد تماشا كرد تا حالا زحمت كشيديد بمنظور ديدن آنچرا كه ازش حمايت ميكنيد به طبيعت برويد و مدتها بكمك دوربين كشيك بكشيد تا شايد ببينيدش.يا نه منتظريد آنقدر فراوان شوند كه از كوچه ي شما رد شوند تا شما ببينيدش.(تصور كنيد چند بزكوهي داخل چمنهاي وسط بلوار درحال چريدنند)

در هر حال منهم هم كباب را دوست دارم و هم مخالف منقرض كردن نسل شكار و شكارچي هستم و معتقدم يك شكارچي واقعي سه نكته را رعايت ميكند:

-         به هيچ حيوان حرام گوشتي شليك نميكند.

-         به هيچ حيوان حلال گوشت ولي كمياب شليك نميكند. 

-         بهيچ وجه حيوان ماده را شكار نميكند.

                

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 1:41  توسط مصطفی  | 

 
 

 

 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 1:38  توسط مصطفی  | 

 

سخنی با شکارچیان

در مورد شکار و مخالفان آن

 

 

اين روزها بحث مخالفت با شکار داغ شده است. تنها کاری که از دست ما بر می آيد اطلاع رسانی درست در مورد شکار و فلسفه آن به کسانی است که به دنبال نظريات و ديدگاه های منطقی در اين زمينه هستند.

اغلب مخالفان شکار, این کار را معادل کشتن می دانند. با این رویکرد, محق جلوه دادن عمل شکار, کاری است بس مشکل. بسیاری از مردم فکر می کنند که شکارچی موفق کسی است که بتواند بهتر بکشد. متاسفانه آنها درک نمی کنند که مقوله شکار, جدای از کشتن است. آنچه که این بحث را دستخوش پریشانی می کند, این واقعیت است که یک شکارچی, 99 درصد وقت خود را صرف حیات وحش  و طبیعت می کند. ولی مخالفان به این مساله توجهی نداشته و صرفا به بزرگنمایی  قسمت ناچیزی از کار شکارچی که همانا کشتن حیوان است, می پردازند و با استفاده از این بزرگنمایی, کارهای پسندیده شکارچی را نادیده می گیرند.

شکارچیان باید یاد بگیرند که به دیگران نشان دهند آنها بیش از سایر مردم به طبیعت توجه دارند. آثار مثبتی که یک شکارچی بر روی طبیعت به جای می گذارد, بسیار بیشتر از آثار منفی آن است. هرگاه سخن از خطر انقراض برای حیوانی به میان می آید, این شکارچیان و طبیعت مردان واقعی هستند که بیشترین واکنش را نشان می دهند.

مخالفان شکار اغلب با گفتن این دو عبارت که " کشتن حیوانات ظلم است" و یا " کشتن ورزش نیست" بر روی مخاطبان خود تاثیر می گذارند.

در مورد عبارت اول باید گفت که اظهار این مطلب از سوی کسانی که گیاه خوار نیستند, و یا کسانی که به  فروشگاه کفش می روند و کفش چرم و یا کاپشن چرم می خرند و از زیبایی آنچه که خریده اند, لذت برده و تعریف می کنند, پای آنها را از معرکه کشتار حیوانات بیرون نمی کشد. اگر کشتن حیوانات ظلم است, این افراد نیز به اندازه شکارچیان و قصابان, دراین عمل ظالمانه! مشارکت داشته و در حقیقت این زنجیره را تکمیل می کنند.

و اما در مورد کسانی که کشتن را ورزش نمی دانند باید گفت که کاملا حق با آنها است. کشتن هرگز  یک ورزش نبوده, نیست و نخواهد بود. اما شکار ورزشی است که فقط قسمت کوچکی از آن کشتن است. در واقع, تمام  وقت یک شکارچی, صرف بررسی و تماشای رفتار حیوانات مورد علاقه اش و یادگیری در مورد نحوه زندگی و محیط زیست آنها می شود. به عبارت دیگر, شکار یک رفتار طبیعت مدار هدفمند است.

درک اینکه که چرا شخصی شکار می کند, شاید مهمترین قسمت این بحث باشد. اگر یک شکارچی دلیلی برای شکار نداشته باشد, اعتبار سایر شکارچی ها را نیز زیر سوال می برد و این دقیقا پاشنه آشیل شکارچیان است. ایجاد تعادل اکولوژیک و کنترل جمعیت حیواناتی که جمعیت آنها رو به افزایش بیش از حد است,اگرچه  دلیل خوبی برای شکار است, ولی برای توجیه شکار, کاملا راضی کننده نیست و اساس مخالفت با شکار, درست از اینجا شروع می شود.

ممکن است مخالفان جدی شکار, از خوردن گوشت خودداری  کرده و یا از محصولات چرمی استفاده نکنند. افراد سرسخت تر, ممکن است حتی ازمصرف محصولات آرایشی بهداشتی با پایه حیوانی و یا دارویی که پروسه آزمایش و تایید آنها بر روی انواع حیوانات انجام شده است نیز, پرهیز کنند. اما آیا باز می توان پای آنها را از ستمی که بر حیوانات می رود ! بیرون کشید و گناهکار ندانست؟ خیر

اگر به محیط اطراف خود نگاه کنید (مثلا به همین کامپیوتر جلوی چشمتان) می بینید که بسیاری از قطعات مصرفی, پلاستیکی بوده و طبعا از نفت و مشتقات آن تهیه شده اند. عدم تجزیه مواد پلاستیکی در طبیعت, نشت مواد نفتی به محیط زیست, باران های اسیدی و موارد بسیاری از این دست را می توان مثال زد که آثار آنها بر روی محیط زیست و حیات وحش,  بسیار مخرب تر و زیانبار تر از شکار می باشد. پس همانطور که می بینیم همه ما انسانها به نحوی در تخریب محیط زیست و حیات جانوران دست داشته و کس را نمی توان بیگناه  دانست. نخوردن گوشت, نپوشیدن چرم و بد و بیراه گفتن به شکار چی ها, چیزی از گناه دیگران کم نمی کند و مثل آن, مثل قسم حضرت عباس و دم خروس است.

ما شکارچیان باید یکدیگر را حمایت کنیم و این نکته را از یاد نبریم که شکار به شیوه  قانونی, حق ماست. سعی کنیم با بالا بردن اطلاعات خود از طبیعت و نحوه حفظ آن و انتقال تجربیات خود به دیگران و بخصوص فرزندانمان, سهمی در نجات طبیعت فراموش شده و پر از زباله این مرز و بوم داشته باشیم.

 

 

 



 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:2  توسط مصطفی  | 



همه چيز درباره کبک

 

 

پراکندگي:

 

14 گونه مختلف از اين نوع پرنده تا کنون شناسايي شده است. زيستگاه طبيعي اين پرنده از کوههاي منطقه خاورميانه و آسيا از شرق يونان و جنوب بلغارستان , آسياي صغير تا منچوري چين گسترده است. کبک در آمريکاي شمالي, هاوايي و نيوزيلند نيز از جمعيت خوبي برخوردار شده است.


زيستگاه طبيعي:

 

کبک را مي توان در دامنه ها, کوه ها و صخره ها يافت.

 

مشخصات ظاهري:

 

وزن: از 510 تا 680 گرم با متوسط 595 گرم

نرها (با وزن 510 تا 800 گرم) کمي از ماده ها (با وزن 450 تا 680 گرم) از لحاظ طول و وزن بزرگترند. ترکيب پرها در هر دو جنس نر و ماده يکسان است. رنگ اين پرنده قهوه اي مايل به خاکستري در بالا و زرد کمرنگ در قسمت شکم است. يک خط سياه از قسمت جلوي سر آغاز شده و پس از عبور از چشمها و گردن, در قسمت بالاي سينه تمام مي شود و سر و سينه خاکستري پرنده را از قسمت سفيد رنگ گلو جدا مي کند. پهلوي پرنده با ترکيبي از رنگ سياه و شاه بلوطي متمايل به سفيد پوشانده شده  و پرهاي انتهايي بال, به رنگ شاه بلوطي هستند. نوک, لبه پلکها, ساق و پاهاي کبک به رنگ صورتي تا قرمز سير هستند. اگرچه هر دو جنس نر و ماده ممکن است داراي يک سيخک کوچک در قوزک پا باشند, ولي اين معمولا از مشخصات جنس نر است. کبک هاي نابالغ کوچکتر هستند و به رنگ قهوه اي و خاکستري هستند. در زيستگاه طبيعي اين پرنده, رنگ آن بسته به موقعيت جغرافيايي منطقه متغير است. رنگ پرندگان مناطق خشک تر, بيشتر متمايل به خاکستري و سفيد است.

 

توليد مثل:

جوجه های کبک

 

 

فواصل توليد مثل: کبک ها بسته به شرايط محيطي, يک مرتبه در سال توليد مثل مي کنند.

فصل توليد مثل: از فروردين آغاز شده و بسته به منطقه جغرافيايي ممکن است تا اواخر تير و اوايل مرداد نيز در مناطق سردسير ادامه يابد.

تعداد تخم ها: از 7 تا 21 عدد

مدت زمان خوابيدن بر روي تخم ها: 24 روز به طور متوسط

کبک ها تک همسر هستند. نرها با نشان دادن تمايل خود به ماده با کج کردن سر و باز کردن بالها و نمايش آنها در اواخر اسفند اقدام به جفت گيري مي کنند. هنگام خشکسالي و کمبود غذا, عمل توليد مثل ممکن است محدود به چند پرنده شود. نرها از ماده ها در مقابل نرهاي ديگر محافظت مي کنند.

 آشيانه کبک از ساقه هاي ساده که گاهي با پر و خاشاک پوشانده مي شود,  در ميان صخره ها و يا مناطق پر از بوته و خاشاک, تشکيل مي گردد. يافتن آشيانه کبک ها مشکل است و به خوبي تحت مطالعه قرار نگرفته اند.  تعداد تخم ها بسته به شرايط محيطي از 7 تا 21 عدد متغير است. دوره خوابيدن روي تخم ها معمولا 24 روز است و اين عمل معمولا وظيفه ماده است. از اواسط ارديبهشت تا اواسط مرداد, جوجه ها از تخم بيرون مي آيند که بستگي به موفقيت تخم اول دارد. جوجه ها در هنگام بيرون آمدن از تخم, باهوش و توانا هستند و مي توانند پس از چند هفته, پرواز کنند. پس از گذشت 12 هفته, جوجه ها بالغ مي شوند. نرها معمولا تا زمان پرورش جوجه ها با خانواده مي مانند, اگرچه بعضي از آنها پس از تخمگذاري ماده, خانواده را ترک و به نرهاي ديگر ملحق مي شوند. هنوز زمان زيادي تا شناختن کامل عادات توليد مثل کبک ها مانده است.

مادر و شايد هم پدر, از جوجه ها مراقبت مي کنند تا آنها مستقل گردند.

 

رفتار:

 

کبک ها در هنگام صبح و بعد از ظهر در روي زمين به چرا مشغولند. آنها مهاجرت نمي کنند و جابجايي هاي فصلي آنها فقط در ارتفاع است. پرواز کبک معمولا در هنگام احساس خطر انجام مي شود و به مسافتهاي کوتاه و در سراشيبي محدود است. هنگام عبور از ناهمواريهاي سطح زمين, کبکها بر روي پاهاي خود جست مي کنند و ترجيح مي دهند بدوند تا پرواز کنند. گروه اجتماعي اوليه از يک دسته کبک شامل تعداد گوناگوني از بالغ ها و جوجه هايشان تشکيل مي شود و بزرگترين گروه ها را مي توان در چشمه ها ديد. گروههاي بزرگتر در زمستان تشکيل مي شوند. کبک ها در هنگام شب را زير بوته ها و يا داخل صخره ها به سر مي برند. نرها به طور فعال از قلمرو خود دفاع مي کنند.

 

ارتباط و قوه ادراک:

 

کبک در حالتهاي گوناگون, از صداهاي مختلف استفاده مي کند که به سه دسته تقسيم مي شوند: هشداري, جنگي و جنسي. بيشترين صدايي که از کبک شنيده مي شود با آواي chuck, chuck ,… است که از هر دو جنس نر و ماده بر مي آيد که به تدريج به آواي chukar, chukar ,… تبديل ميگردد و از فواصل دور قابل شنيدن است. از اين رو نام کبک را Chukar Partridge گذاشته اند.

 

عادات غذايي:

 

کبک معمولا از گياهان شامل علفها و دانه هاي آنها, برگ گياهان و ميوه بوته ها بر اساس فراواني و دسترسي فصلي تغذيه مي کنند.

غذاهاي جانوري: حشرات

غذاهاي گياهي: گيلهان سبز, برگها, دانه ها, حبوبات و ميوه ها

 

اهميت منفي اقتصادي براي انسان:

 

کبک به پراکندگي و رشد علفهاي هرزه کمک مي کند. همچنين کبک مستعد ابتلا به بيماري هاي مرغي بوده و در مزارع پرورش اين پرنده, مي تواند آن را به انسان منقل کند.

 

اهميت مثبت اقتصادي براي انسان:

 

کبک Chukar اولين پرنده اي قابل شکار است که در سال 1893 به آمريکاي شمالي وارد شده و براي آژانس هاي شکار در اين منطقه ايجاد درآمد کرده است. دشواري شکار اين پرنده و وجود آن در دامنه ها و مناطق دوردست, شکار اين پرنده را براي شکارچيان جذاب مي کند. گوشت کبک نيز از طعم بسيار خوشمزه اي برخوردار است.

 

وضعيت بقا:

 

نسل کبک ها به صورت جهاني در معرض خطر نيست. در اکثر مناطق, جمعيت آنها ثابت بوده يا در حال افزايش است. با وجو اين, با از بين رفتن زيستگاه هاي طبيعي و شکار بيش از حد, ممکن است بر جمعيت آنها موثر باشد. همچنين انتقال بيماري از مرغ هاي خانگي و يا بوقلمون ها, مي تواند بر جمعيت آنها اثر گذارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:1  توسط مصطفی  |